محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6680

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« و هم از آن جمله روايتى است كه از گفتار ابو سفيان آورده‌اند كه : اى بنى عبد - مناف خلاف را چون گوى دست به دست كنيد كه نه بهشتى هست و نه جهنمى . و اين كفر صريح است كه به سبب آن لعنت خداى به دو مىرسد چنان كه آن كسان از پسران اسرائيل كه به كفر گراييدند به زبان داود و عيسى پسر مريم لعنت شدند براى آنكه عصيان ورزيدند و تعدى مىكردند . [ 1 ] و هم از آن جمله اين روايت است كه وقتى كور شده بود بر بلندى احد ايستاد و به كسى كه او را مىكشيد گفت اينجا بود كه محمد و ياران وى را پس زديم و نيز آن رويا كه پيمبر صلى الله عليه و سلم ديد كه به سبب آن غمين بود و پس از آن كسى وى را خندان نديد و خدا چنين نازل فرمود : « * ( وَما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ 17 : 60 ) * [ 2 ] . » « يعنى : و رؤيائى را كه به تو نمودار كرديم جز براى امتحان مردم نكرده‌ايم . كه گويند وى كسانى از بنى اميه را ديد كه بر منبر وى مىجهند . « و هم از آن جمله اين بود كه پيمبر خداى صلى الله حكم بن ابى العاص را كه تقليد حركت وى را مىكرده بود تبعيد كرد و خداى به دعاى پيمبر نشانى دايم در او به جاى گذاشت كه وقتى پيمبر او را ديد كه لرزش مىنمايد به دو گفت : « چنين باش » و همه عمر بر اين حال باقى ماند . بعلاوه آنچه مروان كرد كه نخستين فتنه را كه در اسلام بود پديد آورد كه هر چه خون ناحق در اثناى فتنه يا پس از آن ريخته شد نتيجهء كار وى بود . و نيز آنچه خداى بر پيمبر خويش نازل فرمود در سورهء قدر كه :

--> [ 1 ] لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا من بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَكانُوا يَعْتَدُونَ 5 : 78 . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 82 . [ 2 ] سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 62 .